آخرین اخبار
پربیننده ترین ها
کد خبر: ۱۱۴۰۵
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۶
نوید برهان‌زهی، چند‌ماه است كه دست به‌كار شده و با نوشته‌هایش، مردم را به تماشای سیستان و بلوچستان ترغیب می‌كند

همشهری: اینطور که معلوم است، نوشته‌هایش در شبکه اجتماعی توییتر، آنقدر دست به‌دست چرخیده و بین کاربران مخاطبان خوبی داشته که نوروز امسال، مسافران زیادی را به جنوب کشور و استان سیستان و بلوچستان کشانده است.

نوید برهان‌زهی، 30ساله و متولد سیستان و بلوچستان است و حالا چند‌ماه است كه دست به‌كار شده و با نوشته‌هایش، مردم را به تماشای شهرشان ترغیب می‌كند؛ نوشته‌هایی كه نیاز به اغراق و تعریف و تمجید زیاد و غیرواقعی ندارد، همین‌كه ویژگی‌های عادی آن منطقه را تعریف كند یا از رفتار و برخورد قومشان بگوید، برای هوایی شدن هركس و دیدن آنجا و آن آدم‌ها كافی است. دیدن مناطق كمتر دیده‌شده جنوب شرق و نوشته‌.های نوید برهان‌زهی در شبكه‌های اجتماعی و البته گفت‌وگوی ما با این جوان خلاق را از دست ندهید.

برهان زهی 4 سال است كه حساب توییترش را راه‌انداخته و در این مدت، این سومین بار است كه با توییت‌های متفاوتش بین مردم معروف شده و تعداد دنبال‌كننده‌هایش افزایش پیدا كرده است؛«دفعه اولی كه اسم من بر سر زبان‌ها افتاده بود، به‌خاطر توییت‌هایم راجع به آن گروگانگیری معروف سربازها بود كه خیلی سر و صدا كرد. اخبار لحظه به لحظه و مربوط به آن اتفاق را می‌نوشتم و از حال و هوای مردم و سربازها می‌گفتم. كاربران توییتر هم كه حسابی پیگیر بودند، نوشته‌های من را بین دوستان خودشان پخش می‌كردند. سری دوم در مورد سیلی بود كه در زمستان امسال آمد. زمستان گذشته یك بارندگی خیلی شدید و طولانی در استان، باعث ایجاد سیل شد و خیلی از شهرها را سیل‌زده كرد. در آن دوره، من از اوضاع زندگی مردم و البته كمك‌های مردمی، فعالیت‌های امدادگران و مسئولان و تلفات و آسیب‌هایی كه سیل به منطقه زد نوشتم كه این اطلاع‌رسانی‌ها هم باعث بیشتر دیده‌شدنم شد

آن سیستان معروف

سومین باری كه توییت‌های نوید برهان‌زهی مورد استقبال خیلی از كاربران قرار گرفت، وقتی بود كه كارش از اطلاع‌رسانی تنها گذشت و نتیجه‌ خوبی داشت؛ «چندین سال پیش، در فیسبوك هم فعالیتم همین بود. بیشتر درباره مسائل اجتماعی و اتفاق‌ها حرف می‌زدم تا اینكه مسائل شخصی خودم را بازگو كنم. در همان زمان، درباره توییتر چیزهایی می‌شنیدم كه كاربران زیادی دارد و خبرنگاران زیادی هم در آنجا فعالیت می‌كنند. برای همین تصمیم گرفتم وارد این فضا شوم تا برای كسانی بنویسم كه بیشتر به چنین نوشته‌هایی توجه می‌كنند. از همان روزهای اول هم قصدم همین بود اما وقت كمتری به نسبت حالا داشتم. من سرباز بودم و وقت زیادی را در خدمت سپری می‌كردم اما حالا كه زمان بیشتری دارم سعی می‌كنم نوشته‌هایم را به سمتی ببرم كه برای حداقل یك‌نفر فایده داشته باشد؛ معرفی سیستان و بلوچستان، یكی از همان كارهایی است كه خیلی وقت بود دلم می‌خواست آن را شروع كنم و حالا محقق شده است. اواخر بهمن‌ماه امسال، به‌طور خیلی اتفاقی فهمیدم كه استاندارمان، استان سیستان و بلوچستان را به‌عنوان مقصد گردشگری سال 96معرفی كرده است. همین تلنگری بود كه من هم تا جایی كه می‌توانم زیبایی‌ها و خوبی‌های شهر و استانمان را به مردم معرفی كنم تا شاید بتوانم در این هدف، نقشی كوچك اما مؤثر داشته باشم. نخستین چیزی هم كه در این‌باره نوشتم این بود كه «بیایید و ببینید كه استان ما چقدر امن و زیباست؛ براساس شنیده‌هایتان قضاوت نكنید. همین نوشته من نزدیك به 500بار بین مردم چرخید و حدود 2هزار بار هم خوانده شد و لایك خورد

با داعش ارتباطی نداریم

از نظر او، تا امروز هیچ‌وقت آنطور كه باید به این استان توجه نكرده‌اند و كمتر كسی درباره‌اش چیزی می‌داند. حتی اگر می‌دانند هم اطلاعاتشان اشتباه است؛«سیستان و بلوچستان یك استان ناشناخته است و كسی آن را نمی‌شناسد. فكر می‌كنم تنها چیزی كه مردم از این استان در ذهنشان هست مربوط به فیلم‌های دهه 60 است؛ فیلم‌هایی كه در آنها، مردم این منطقه آدم‌هایی خشن و خطرناك و مسلح هستند. حتی خیلی‌ها فكر می‌كنند ما افغانی یا پاكستانی هستیم. یكی از توییت‌های من هم همین است كه وقتی با لباس محلی‌مان وارد شهرهای دیگر بشویم، فكر می‌كنند تبعه افغانستان یا پاكستان هستیم اما باید بگویم هموطن، ما ایرانی هستیم؛ در واقع انگار كسی خبر ندارد كه قومی در ایران به اسم قوم بلوچ وجود دارد. حتی یكی از دوستان من تعریف می‌كند كه یك روز همراه با خانواده‌اش و با لباس محلی سیستان و بلوچستان وارد یكی از رستوران‌های بزرگ در شهر دیگری شده و صاحب رستوران تا آنها را دیده فكر كرده كه داعش حمله كرده است. این یعنی مردم ما از این منطقه چیزی نمی‌دانند و نیاز به یك روشنگری كامل و جامع دارند

درك؛ جایی كه فكرش را هم نمی‌كنید

بی‌انصافی است اگر بخواهم درباره سیستان و بلوچستان به یك یا 2 مورد اكتفا كنم و بگویم اینها از بقیه قشنگ‌تر و جذاب‌تر هستند. اما فكر می‌كنم برای ترغیب گردشگران، روستای درك در زرآباد چابهار گزینه خوبی باشد؛ منطقه‌ای كه حتی برای خود ما هم ناشناخته بود اما بین گردشگران خیلی محبوب شد. طبق تحقیقاتی كه من كرده‌ام، فقط 5 نقطه در دنیا شبیه به این روستا وجود دارد كه ساحل داشته باشد و در كنار ساحل درخت خرما باشد. این منطقه از منحصربه‌فردترین مناطق جهان است كه برای مسافرانی كه به آنجا رفتند هم بسیار جذاب بود. پیش از این، همه مسافران فقط به‌خود چابهار می‌رفتند و كسی آنها را برای رفتن به درك تشویق نكرده است اما امسال چون این روستا تقریبا به نسبت سال‌های پیش بیشتر معرفی شد، مقصد اقامتی خیلی از گردشگران بود و از آن استقبال كردند.

بفرمایید منزل

نوید فقط به توییت كردن درباره خوبی‌های شهرشان اكتفا نكرده است: «خیلی از گردشگران را برای غذا و خواب به خانه‌هایمان دعوت می‌كنیم. در واقع من تنها نیستم و خیلی از بچه‌های دیگر هم در این راه قدم گذاشته‌اند و برای معرفی شهر و استانمان از هیچ‌كاری دریغ نكرده‌ایم. دعوت خیلی از گردشگرانی كه از طریق توییتر با ما آشنا هستند و با خواندن این نوشته‌ها به اینجا آمده‌اند هم كه دیگر ردخورد ندارد. خیلی از بچه‌های چابهار هم همین روش را در پیش گرفته‌اند و با وجود هتل‌های خوبی كه در چابهار وجود دارد، گردشگران ایرانی و خارجی را به خانه‌های خودشان دعوت می‌كنند. حٌسن این كار برای توریست‌های خارجی این است كه با فرهنگ مهمان‌نوازی ایرانی‌ها و به‌خصوص بلوچ‌ها آشنا می‌شوند و آنها می‌توانند ذهنیت سایر كشورها را نسبت به كشور ما عوض كنند. آنها از ما، از شهر و از جاذبه‌ها فیلم می‌گیرند و مستندات خوبی برای ارائه دادن دارند. این توریست‌ها خودشان نوعی تبلیغ برای ما هستند؛ اینكه هرچه شنیده‌اید اشتباه است؛ اینجا ایران است و ما در خانه ایرانی‌ها آرامش و امنیت داریم. دیگر چه می‌خواهیم بهتر از این؟ خدا را شكر می‌كنم كه بازخوردی كه ما تا به حال دیده‌ایم، یك تغییر ذهنیت خیلی خوب بوده. اما می‌دانیم كه راه درازی در پیش است و این تازه اول راه است. البته برای زمان كوتاه‌مدت، نتیجه خوبی گرفته‌ایم

مراكش می‌روند، اینجا نمی‌آیند

یكی دیگر از مناطق جذاب این استان منطقه سرباز است. باغ‌های این منطقه در این فصل‌ میوه‌های استوایی مانند موز، انبه و... می‌دهد كه طرفداران زیادی دارد. این خودش نوعی جاذبه است كه در این فصل چنین میوه‌های وجود دارد. علاوه بر این، منطقه سرباز رودخانه‌هایی دارد كه درست مانند جاده چالوس است و سنگ‌شناسان، در آن نزدیك به 100نقطه 11‌هزار ساله شناسایی كرده‌اند. واقعیت این است كه اینجا، هم ویژگی‌های كشور مراكش را دارد، هم شیلی است و هم شبیه به هندوستان است. اما این كشورها گردشگر دارند و ما نداریم. راستش من خودم تازه فهمیده‌ام كه یك منطقه دقیقا شبیه به همین منطقه سرباز در مراكش وجود دارد كه توریست‌های زیادی به‌خاطر آن به مراكش سفر می‌كنند اما هموطنان ما از وجود چنین جایی در سیستان و بلوچستان خبر ندارند. همین نشان می‌دهد كه تا به امروز ضعیف عمل كرده‌ایم و نیاز به كارهایی وسیع‌تر داریم. همین باعث شده است كه خودم هرچیزی را كه جدید می‌فهمم خیلی زود بنویسم و به اشتراك بگذارم تا بقیه هم از آن مطلع شوند. البته این كاری است كه میراث فرهنگی با بودجه و امكاناتی كه دارد باید انجام بدهد؛ اما ما هم این بار به كمكش رفتیم و هركاری از دستمان بر بیاید انجام می‌دهیم.

فرهنگ ایرانی همه‌جا یكی است

ما هم جزو همان ایرانی‌هایی هستیم كه می‌گویند معروف به مهمان‌نوازی هستند. یكی از مسافرانی كه از تهران به اینجا آمده بود، بعد از سفرش در توییترش نوشته بود كه «ما از یكی از بلوچ‌ها آدرس پرسیدیدم، ما را برای ناهار به خانه‌شان دعوت كردند». واقعا هم همین است. هركس به اینجا می‌آید، اهالی محل به پلاكش دقت می‌كنند و اگر برای این اطراف نباشد، هركاری از دستشان برمی‌آید انجام می‌دهند. یكی از بچه‌ها تعریف می‌كرد كه ماشینی را دیدم كه پلاكش برای تهران بود و فهمیدم در مسیر اشتباهی افتاده است و ته آن مسیر به هیچ‌جا نمی‌رسد. با موتور نزدیك به 2 كیلومتر به‌دنبالش رفتم و بالاخره به او فهماندم كه باید دور بزند و مسیر اصلی را به او نشان دادم. خب، این ماجراها دقیقا بر عكس همه تصوراتی است كه مردم از فیلم‌ها دیده‌اند و در ذهنشان نقش بسته است.

گردشگر باشد، هتل هم هست

روزهای آخر اسفند ماه، یكی از بچه‌های خبرنگار، آدرس و شماره‌تلفن من را خواست و من هم دادم. در همان روزها، رئیس میراث فرهنگی ایرانشهر با من تماس گرفت و گفت كه رئیس روابط عمومی كل كشور دستور داده است تا در روز تولد فلانی، برو و از او به‌خاطر فعالیت‌هایش تقدیر كن. آنها هم آمدند؛ اتفاقا همان روز تعداد زیادی از گردشگران در خانه ما مهمان بودند و این برخورد آنها با هم اتفاق خیلی خوبی بود. راستش من خدا را شكر می‌كنم كه توانسته‌ام حركت مثبتی انجام بدهم و لایق تقدیر باشم. من هرچه كردم برای شهر و كشورم بوده است. خوبی‌اش این است كه مسئولان هم می‌فهمند كه كار كوچك تو چقدر توانسته نتیجه‌بخش باشد.خب، واقعیت را نمی‌شود كتمان كرد كه اینجا منطقه محرومی است. امكانات و زیرساخت كمی دارد و با تبدیل شدن به یك قطب گردشگری فاصله زیادی دارد؛ مثلا شهر ما یك هتل بیشتر ندارد. منطقه سرباز كه اصلا هتل ندارد و به مسافران امكان ماندن نمی‌دهد. البته وضع چابهار ‌نسبت به دیگر مناطق خیلی بهتر است و هتل‌های خوبی دارد. این ناقص بودنِ زیرساختِ گردشگری هم دلیل دارد و آن هم نبود گردشگر و توریست است. اگر اینجا گردشگر داشته باشد، مردم و سرمایه‌دارها هم دست به‌كار می‌شوند. درواقع مسافر كه بیاید، پشت سرش سرمایه‌گذار و امكانات هم می‌آید. در این مرحله، فعلا اولویت ما ترغیب مردم به تماشای این مناطق زیبا و این فرهنگ و رسوم است تا در آینده‌ای نزدیك استان سیستان و بلوچستان به یكی از وزنه‌های سنگین گردشگری تبدیل شود.

وحدت ملی حرف اول را می‌زند

بحث وحدت ملی كه می‌شود، نویدبرهان‌زهی بدون مكث از وحدت اهالی شهر و روستا می‌گوید كه هیچ‌چیز برایشان مهم‌تر نیست از حفظ كشورشان: خلیج گواتر از نقاط صفر مرزی است. زمانی عبدالمالك ریگی قصد گرفتن آن منطقه را داشت ولی مردم خود منطقه این اجازه را به او ندادند و در مقابلش ایستادند. آنها و عبدالمالك از یك قوم بودند ولی وقتی دیدند كه او چه می‌كند، اصلا راه بیشتر جلو آمدن به او ندادند و طردش كردند. شاید اگر آن قوم طردش نمی‌كردند، اتفاق دیگری می‌افتاد. مردم بلوچ پشت هم هستند و وحدت دارند؛ وحدتی نه‌تنها با خودشان بلكه با همه مردم ایران. آنها همیشه حق را نگاه می‌كنند، حتی اگر از سمت و طایفه خودشان نباشد. مردم اینجا كشور خودشان را دوست دارند. آنها برای پا گرفتن رونق فرهنگی و اقتصادی شهر و كشورشان از هیچ‌كاری دریغ نمی‌كنند؛ كسانی كه اگر كمی از آنها حمایت شود، كارهای وسیع‌تری از دستشان برمی‌آید.

نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: