کد خبر: ۱۰۱۱۰
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۰
مروری بر كتاب «بندرعباس» اثر دكتر ویلم فلور؛
در مورد بندرعباس و اهمیت آن در خلیج‌فارس كتاب‌های زیادی تالیف شده است، اما در كتابی كه ویلم فلور با عنوان «بندرعباس» نوشته، این شهر به مثابه «شاهراه طبیعی تجاری جنوب شرق ایران» معرفی شده است.

در مورد بندرعباس و اهمیت آن در خلیج‌فارس كتاب‌های زیادی تالیف شده است، اما در كتابی كه ویلم فلور با عنوان «بندرعباس» نوشته، این شهر به مثابه «شاهراه طبیعی تجاری جنوب شرق ایران» معرفی شده است؛ عنوانی كه نشان می‌دهد مولف می‌خواهد بر این نكته تاكید كند كه به‌رغم اهمیت موقعیت طبیعی بندرعباس، آن‌چنان كه شایسته بوده به این بندر توجه نشده است. مولف در این كتاب خواسته است علاوه بر تاریخ شهرنشینی بندرعباس، به موضوع پس كرانه‌های بندرعباس كه میناب از مهم‌ترین آنها است نیز بپردازد. براساس نوشته او، در مورد بندرعباس در قرن‌های شانزدهم تا هجدهم مباحثی توسط خود مولف و دیگران نوشته شده است؛ اما در این مورد در سده نوزدهم و بیستم كتابی شایسته نوشته نشده است. هرچند كتاب «تاریخ بندرعباس» تالیف سدیدالسلطنه در این مورد مطالبی دارد، اما دارای شكاف‌های تاریخی است كه نیاز به بررسی بیشتر دارد.

فلور یكی از دلایل كم‌توجهی به تاریخ بندرعباس و نگاشته نشدن تاریخ این شهر را اجاره داری بندرعباس به دست خاندان آل‌بوسعید دانسته است؛ یعنی زمانی که امور بندرعباس در دوره قاجار برعهده والی فارس بود، بنابراین مقامات تهران به‌صورت مستقیم در بندرعباس حضور نداشتند.فصل نخست كتاب در مورد شهر بندرعباس است. وضعیت جغرافیایی شهر، فاصله آن با شهرهای اطراف، جمعیت، اهمیت آب مصرفی، آثار طبیعی چون كوه «گنو» و وصف جهانگردان در مورد این شهر مطالب آغازین فصل است.مولف سپس به شكل‌گیری این شهر از ابتدا كه روستای كنار «نایبند» بود و در غرب آن دهكده «سورو» قرار داشت، می‌پردازد و توسعه بندرعباس را مورد بررسی قرار می‌دهد.

توسعه كالبدی شهر، ساختن دیوارها و قلعه‌ها موضوع بعدی است. براساس مطالب كتاب؛ بندرعباس در سال 1828م به وسیله دیوارهای گلی محصور شده بود. به گزارش كازرونی كه در سال 1840م از بندرعباس دیدن كرده است، در بندرعباس قلعه‌های مستحكمی وجود داشت كه یكی از این قلعه‌ها دارای 16 برج و سه در بزرگ بوده است. یكی از این درها به سمت دریا و جنوب قرار داشت و دو در دیگر در شرق و غرب قلعه قرار داشتند. تا سال 1865م بندرعباس یك شهر محصور در دیوارها بود و در امتداد دریا قرار داشت. در سال 1919م به دستور دولت 6 برج گلی در اطراف شهر ساخته شد و شهر دارای 5 دروازه بود كه از آنها در هنگام ورود كالا مالیات دریافت می‌شد. در ادامه مولف تمامی برج‌ها و دروازه‌های بندرعباس و موقعیت جغرافیایی آنها را توصیف می‌كند. خشت، كاهگل، كنده و شاخه درخت خرما، مصالح اصلی ساختمانی بناها را تشكیل می‌دادند؛ آلونك‌های مردم بندرعباس از شاخه‌های درختان خرما ساخته می‌شد؛ بسیاری از خانه‌های ساخته شده به‌وسیله خشت با گچ‌اندود داده می‌شدند؛ در خانه‌های اروپاییان آجر به كار می‌رفت؛ در خانه‌های طبقات بالای جامعه از بادگیر نیز استفاده می‌شد؛ ساختار خانه‌ها بیانگر تركیب قومی بندرعباس نیز بود؛ كوچه‌های شهر تنگ و باریك بودند و این موضوع در تمامی نوشته‌های سفرنامه‌نویسان خارجی مشهود است؛ كپرنشینی در خارج شهر؛ تاسیسات هلندی‌ها و انگلیسی‌ها در بندرعباس بخشی از مطالب این فصل را تشكیل می‌دهند.در مورد تركیب جمعیتی بندرعباس، نویسنده به نوشته‌های سرپرسی سایكس استناد كرده و آن را تركیبی از ارمنی‌ها، ایرانی‌ها، عرب‌ها، افغان‌ها، بلوچ‌ها و بعضا اروپایی‌ها ذكر می‌كند. اما این تركیب با آمدن عمانی‌ها به بندرعباس به هم خورد. در دسته‌بندی دیگری كه درکتاب سدیدالسلطنه صورت گرفته، جمعیت بندرعباس، تلفیقی از اوزی‌ها، جهرمی‌ها و بلوچ‌ها ذكر شده است.

براساس نوشته‌های كتاب، به نظر می‌رسد با توجه به موقعیت بندری این شهر، هر چندسال یك بار گروه‌های انسانی جدیدی به این بندر و دیگر بنادر جنوبی ایران وارد می‌شدند. برای نمونه برخی از منابع از وجود یهودیان در این شهر سخن به میان می‌آورند كه سدیدالسلطنه این موضوع را رد می‌كند و برخی دیگر از كردها و ارمنی‌ها سخن به میان می‌آورند. در بین اقشار مختلف مردم بندرعباس در سال‌های متوالی ازدواج‌هایی بین این گروه‌ها صورت می‌گرفت؛ ولی با این وجود جمعیت بندرعباس اغلب تركیبی از ایرانی‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و بازماندگان سیاهان بود و به مرور زمان گروه‌های سیاه پوست، بلوچ‌ها، عرب‌ها و فارس‌ها اختلاط خونی با هم پیدا كردند و زبان‌های متفاوتی در بین آنها رواج پیدا كرد. این موضوع را می‌توان در زبان مختلطی كه در بندرعباس پدید آمده به خوبی مشاهده كرد. با توجه به موقعیت تجاری بندرعباس تعدادی از تجار هندی نیز به بندرعباس وارد شدند. گروهی دیگر از این افراد هم در جنگ جهانی اول به ایران آمدند. دو گروه هندی‌ها و اروپایی‌ها هرچند در بندرعباس زندگی می‌كردند اما با مردم محلی اختلاط پیدا نكردند. از جمله هندی‌های ساكن بندرعباس «حیدرآبادی‌ها» بودند كه از حیدرآباد یا سند آمده بودند. آنها همچنین به «خوجه»‌ها معروف بودند. گروه دیگر «ایندوسی»‌ها بودند. بیشتر خوجه‌ها با همدیگر روابط خانوادگی داشتند.از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این مبحث، ارائه آمار جمعیت به تفكیك سال و با ذكر ماخذ در قالب جدول است. این جدول نوسانات جمعیت را در بندرعباس از سال 1805 تا 1932م نشان می‌دهد. نویسنده همچنین پراكندگی محلات مسكونی بندرعباس را براساس قومیت و مذهب تعیین كرده است.

انواع مشاغل و گروه‌های شاغل در بندرعباس از دیگر مباحث مفصل كتاب است. به‌عنوان مثال می‌نویسد 300 نفر از بردگان سیاه در بندرعباس مشغول كار بودند. بسیاری از آنها به نوازندگی مشغول بودند و تعدادی از آنها هم به كارهای ساختمانی اشتغال داشتند؛ ولی شغل بیشتر مردم بندرعباس صید ماهی بود و تعدادی نیز مشغول كشاورزی بودند.اسامی انواع كشتی‌های ماهیگیری، تعداد كارگران و گنجایش آنها؛ صادرات و واردات و كالاهای موجود در بازار بندرعباس ( به استناد كتاب سدیدالسلطنه)؛ تركیب قومیتی بازرگانان و انواع كالاهای وارد و صادر شده توسط آنها، كارخانه‌ها و تجارت بندرعباس و به‌طور كلی اوضاع اقتصادی بندرعباس و زمان تاسیس كارخانه‌ها مطالب بعدی این فصل را تشكیل می‌دهند.

چگونگی تامین آب مصرفی و شرب بندرعباس از دیگر مباحث كتاب است. او ضمن اشاره به تاریخ تامین آب در بندرعباس و چگونگی تامین آب شرب مردم كه بیشتر از بركه‌ها (‌آب انبارها)‌ تامین می‌شد، می‌نویسد:‌ آب به وسیله چارپایان یا افراد انسانی از چاه‌های «نای بند» به بندرعباس منتقل می‌شد. در سال 1929م اسماعیل بهادرخان، فرماندار بندرعباس اقدام به لوله‌كشی و حفر كانال آب از نای بند به بندرعباس کرد. در سال 1931م با حفر چاه‌هایی در بند «كناروم» و حفر كانال‌های قنات در آنجا آب بندرعباس تامین شد. حتی این وضعیت بد آب شرب به سال 1950م نیز كشیده شد. در این سال سیستم مدرن لوله‌كشی در بندرعباس اجرا شد كه آن هم لوله‌کشی آب از چاه‌های آب «ایسین» بود. سرانجام در سال 1970م مردم بندرعباس از آب آشامیدنی سالم برخوردار شدند.

موضوع بهداشت و پیشینه آن در بندرعباس از دیگر مباحث تاریخ اجتماعی كتاب است. نویسنده در این مبحث به انواع بیماری‌های واگیر در بندرعباس پرداخته و تاثیر آنها را بر جمعیت بندرعباس مورد بررسی قرار داده است. فلور همچنین از پزشكانی نام برده كه از كشورهای خارجی به بندرعباس وارد شدند و اقداماتی در زمینه بهداشت و سلامت انجام دادند كه در كمتر منبعی به آن اشاره شده است؛ از جمله می‌نویسد در سال 1897م یك پزشك روسی به نام دكتر مارك در بندرعباس بیماران زیادی را مجانی درمان كرد. در سال 1906 كنسول بریتانیا در بندرعباس قرنطینه را در آنجا افتتاح كرد كه تا سال 1920م/ 1298هـ . ش فعال بود. (‌صص 38-46)

در زمینه تاریخ آموزش در بندرعباس نیز مطالبی از جمله شیوه‌های آموزش، تعداد معلمان و حقوق آنها مطرح شده است.هزینه‌های زندگی در بندرعباس و قیمت اجناس از سال 1918 تا 1937م. آخرین مباحث فصل نخست كتاب است. فصل سوم در مورد تجارت بندرعباس است. لنگرگاه‌ها، اسكله‌ها، نقش حمل‌ونقل و چگونگی جابه‌جایی كالا و خدمات در بندر، نقش حمال باشی، سختی كار كارگران و زندگی مشقت بار آنها، نقش تجار محلی در تجارت بندرعباس، وسایل و نظام حمل‌ونقل جاده‌ای از مطالبی است كه با استفاده از منابع دست اول مطرح شده و با جداول منظم همراه شده است.

نویسنده با استفاده اعداد و ارقام عواملی را كه باعث شد بندرعباس از دوره صفویه تا دوره پهلوی، از یك دهكده كوچك ماهیگیری به یك بندر تجاری با سیستم حمل‌ونقل دریایی و زمینی به سراسر كشور تبدیل شود، مورد بررسی قرار داده است. وی با استفاده از جداول آماری مستخرج از منابع دست اول، میزان واردات كشورهایی چون انگلیس، هند، كویت، مسقط، اندونزی و نیز بنادر دیگر ایران را از سال 1874تا 1912م. به بندرعباس مشخص کرده است؛ حتی جنس و قیمت كالاها نیز در جداولی منظم ذكر شده كه در نوع خود بی نظیر است و می‌تواند در شناسایی تاریخ اقتصادی ایران كمك زیادی كند.مولف پس از ارائه این جداول، روند تحول اقتصادی بندرعباس را به ترتیب كرونولوژی تاریخی بررسی می‌كند.

تاسیس زیرساخت‌های اقتصادی همچون نظام بانكداری در بندرعباس و تحول آن، كشتیرانی و چگونگی تاسیس اداره آن، تعداد وسایل حمل‌ونقل دریایی بندرعباس در سال‌های 1885-1876م و میزان كالاهایی كه توسط این كشتی‌ها حمل‌ونقل می‌شد، تعداد كشتی‌ها و وسایل حمل‌ونقل دریایی كه به بندرعباس وارد می‌شدند و كشورهای مبدأ و مقصد كشتی‌ها در سال‌های 1905-1869 م بهای حمل‌ونقل كالاها از مقاصد مختلف به بندرعباس و بالعكس، شركت‌های کشتیرانی فعال در بندرعباس، همراه با جدول‌های آماری مطرح شده است. از ویژگی‌های شاخص كتاب منضم ساختن هر فصل به عكس‌هایی مرتبط با مطالب هر فصل است. اغلب عكس‌ها از كتاب تاریخ بندرعباس تالیف سدیدالسلطنه كبابی گرفته شده است.

فصل چهارم در مورد تاسیسات دولت مركزی در بندرعباس است. در ابتدای مبحث نویسنده به حاكم و وظایف او در بندرعباس می‌پردازد و می‌نویسد حتی از زمان اجاره داری سلاطین مسقط، حاكم بندرعباس سه وظیفه داشته است كه عبارت بودند از: 1- نگاهداری قانون و نظم؛ 2- فراهم آوردن خدمات عمومی؛ 3- فراهم آوردن امكانات مالی لازم برای انجام دو امر فوق.هدف نویسنده از گشودن باب این بحث از آن‌رو است كه نشان دهد حاكم ایران در بندرعباس به چه صورت اوامر دولت ایران را اجرا می‌كرد و در روزگاری كه از تلگراف خبری نبود و همچنین حكام عمانی در بندرعباس تا حدودی رفتار سلطه جویانه نیز داشتند، فرماندار ایرانی كه از طرف ایالت فارس منصوب می‌شد، چه عملكردی داشته است.در ادامه مولف نام و تاریخ حكمرانی حاكمان بندرعباس طی سال‌های 1869-1941 م را به‌صورت جدول آورده است كه نشان از ناپایداری حاكمیت آنان دارد. او همچنین مبلغ هزینه‌هایی كه دولت ایران به این حكام پرداخت می‌كرد را به‌صورت جدول درآورده كه در نوع خود بی نظیر است.

چگونگی اداره گمركات بندرعباس از ابتدای شكل‌گیری این بندر و به‌ویژه در دوران اجاره‌داری خاندان آل‌بوسعید از مباحث مهم این فصل است. براساس نوشته‌های این فصل مبلغ اجاره‌داری در سال 1864م 1600 تومان در سال بوده است كه 10 هزار تومان آن به هزینه گمركات برمی گشت. علاوه بر این، درآمد گمركات بندرعباس، میزان مالیات گرفته شده از كالاهای مختلف و مبلغ هر جنس در سال 1913 و 1914م و همچنین دریافتی مسوولان گمركات ایران از سال‌های 1901 تا 1937م ذكر شده است. مسوولان گمركات از سال 1901 تا 1928م همگی بلژیكی بودند اما از سال 1928 تا 1937م ایرانیان مسوولیت گمرك را در دست داشتند. جدول‌های آماری و ارقام را مولف با استفاده از منابع دست اول تهیه كرده است و در كمتر منبعی دیده می‌شود. عكس‌های مربوط به انجمن تجار و جابه‌جایی روسای گمركات و خدمات آنها پایان‌بخش مطالب این فصل است.

از جمله مطالب مهم دیگر موضوع نقش «كارگزار» در بندرعباس است. كارگزار، عنوان نماینده وزارت امور خارجه ایران بود كه در مسائلی چون درگیری‌های تجار ایرانی و كشورهای خارجی، با كنسول‌های خارجی همكاری می‌كرد.نام، تاریخ و مدت خدمت كارگزاران بندرعباس در سال‌های 1929- 1877 م، اقدامات نخستین كارگزار بندرعباس به نام میرزا عبدالله كه در سال 1870 منصوب شد و اقدامات كارگزاران بعدی دولت ایران در بندرعباس در این فصل بحث شده است.

در مورد مسائل اقتصادی بندرعباس فلور می‌نویسد: اداره امور اقتصادی در آغاز در اختیار نایب الحكومه بود. در ماه مارس هر سال مسائل مالی مربوط به خلیج‌فارس به وسیله اداره مالی در تهران مورد بررسی و مدیریت قرار می‌گرفت. این وضعیت تا سال 1915م ادامه داشت؛ یعنی تا زمانی كه امور مالی بندرعباس و جنوب ایران تحت اداره مستقیم مسوولان مالی بلژیكی قرار گرفت. در سال‌های 1918 و 1919م امور مالی بنادر خلیج‌فارس در یك دوره كوتاه تحت اداره انگلیسی‌ها بود. این امر نتیجه قرارداد ایران و انگلیس بود. به درستی مشخص نیست كه چه زمانی نخستین مدیر مالی (امین مالیه) به بندرعباس آمد. احتمالا باید بعد از تغییراتی كه در سیستم گمركات در سال 1915م به‌وجود آمد، صورت گرفته باشد. نخستین مدیر مالی در بندرعباس میرزا اسماعیل بود. در 1919م گزارشی مبنی بر حضور این فرد در بندرعباس ارائه شده است. در سال 1920م مامور دیگر گمركات به نام میرزا غلام حسین‌خان جای او را گرفت.

در ادامه نام و تاریخ مدیران مالی بندرعباس در سال‌های 1929-1911م به همراه مدت خدمتشان ذكر شده است.

منبع:

- خیراندیش، عبدالرسول، تبریزنیا، مجتبی، (1392)، پژوهشنامه خلیج‌فارس (‌دفتر ششم)، تهران: خانه كتاب، چاپ اول.

- Bandar Abbas,The Natural Trade Gateway of Southeast Iran

Willem Floor , Mage Publisher,Washington. D. C,2011

نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: